تبليغاتX
پسری به نام آبتین
جمعه 1387/10/06
اینو یه جا به عنوان جک خوندم اما دیدم حقیقتی انکار ناپذیره، برای همین اینجا بیان کردم

پدر روزنامه م‍ی خواند، اما پسر كوچكش مدام مزاحمش می شد. حوصله پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را - كه نقشه ی جهان را نمایش می داد - جدا و قطعه قطعه كرد وبه پسرس داد و گفت:

" بیا كاری برا یت دارم. یك نقشه ی دنیا به تو می دهم، ببینم می توانی آن را دقیقا همانطور كه هست بچینی ؟ "
و دوباره به سراغ روزنامه اش رفت ، می دانست پسرس تمام روز گرفتار این كار است. اما یك ربع بعد ، پسرش با نقشه كامل برگشت
.
پدر گفت:" مادرت به تو جغرافی یاد داده است؟
"
پسرجواب داد: " جغرا فی دیگر چیست؟!؟ اتفاقأ پشت همین صفحه ، تصویری از یك آدم بود. وقتی توانستم آن آدم رابسازم، دنیا را هم دوباره ساختم

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:17 قبل از ظهر  توسط آبتین  | 

JavaScript Codes