لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 8 بعد از ظهر  توسط آبتین
|
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست،
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
تو یه رویای کوتاهی دعای هر سحرگاهی
شدم خواب عشقت چون، مرا اینگونه میخواهی
من آن خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم
ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمیپوشم
تو غم در شکل آوازی شکوه اوج پروازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی
مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی
مرا دلباخته چون مجنون مرا افسانه میخواهی
شدم بیگانه با هستی ز خود بیخود تر از مستی
نگاهم کن نگاهم کن شدم هر آنچه میخواستی
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست،
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور نیابی از من عاشقتر
نمیترسم من از اقرار گذشت آب از سرم دیگر
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست،
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0 قبل از ظهر  توسط آبتین
|
مثلا همین بغل دستیم .بعد از اینهمه محبت و اینهمه کار که برای این نمک نشناس انجام دادم حالا برگشته داره پشت سرم اراجیف میگه و دو بهم زنی میکنی.
ای خدا دیگه داره حالم از این شهر خراب شده بهم میخوره
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11 قبل از ظهر  توسط آبتین
|