.
از شيشه نبودم كه با سنگ بميرم....
من آمده بودم كه تا مرز رسيدن....
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بميرم....
تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبم....
شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميرم....
.
از شيشه نبودم كه با سنگ بميرم....
من آمده بودم كه تا مرز رسيدن....
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بميرم....
تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبم....
شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميرم....
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10 قبل از ظهر  توسط آبتین
|
شاید هم نباید چیزی گفت...!

اگر شما میدونید چی باد گفت برام بنویسید
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10 قبل از ظهر  توسط آبتین
|

راز عشق دراين است که از يکديگر انتظارات بيجا نداشته باشيد ، زيرانقص همواره جزء لا ينفک انسان
است ذهنت را بر ارزشهايي متمرکز کن که شما را به يکديگر نزديک تر ميکند نه بر مسائلي که بين شما
فاصله مي اندازد . راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است براي تقويت گيرايي صدا ، بايد آنرا از قلب
برآوريد ، سپس رهايش کنيد تا بلند بشود وبه سمت پيشاني برود تار هاي صوتي را آرام و رها نگه دار . اگر
احساسات قلبي ات را به وسيله صدا بيان کني ، آن صدا باعث ايجاد شادي در ديگري خواهد شد .
(با تشکر از باران)
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12 بعد از ظهر  توسط آبتین
|
اصلاکسی زخمی نشد












لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11 قبل از ظهر  توسط آبتین
|

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 4 بعد از ظهر  توسط آبتین
|

بستنی مدرن آماده پذیرایی از شماست
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9 قبل از ظهر  توسط آبتین
|




لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11 قبل از ظهر  توسط آبتین
|
خنده آدم ها هميشه از دلخوشي نيست . گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشي نيست . کاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم ميياره .
براي زنده ماندن دو خورشيد لازم است . يكي در آسمان و ديگري در قلب. شاد بودن تنها وظيفه ايست در زندگي كه آن را كوچك ميشماريم. زندگي هديه ي خداوند به ماست وشيوه ي زندگي ما هديه ي ما به خداوند است.
اسمتو گذاشتم گل ، ترسيدم پژمرده بشي ، گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب کني ، گذاشتم جونم که اگه خدايي نکرده رفتي منم برم ...
اگه اقيانوس نميتوني باشي دريا باش اگه نه رودخانه باش اگر نشد نهري كوچك باش ولي هيچوقت مرداب نباش و من امروز برايت دلتنگم و من امروز برايت مشتاقم و تو امروز برايم آرزو هستي - دلتنگم- دلم براي ديدنت پر مي كشد و نگاهم فقط تو را مي جويد و بس .
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11 قبل از ظهر  توسط آبتین
|
وزیر خارجه امارات که ریاست دوره ای کنونی شورای وزاتی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را برعهده دارد، مدعی شد:" جمهوری اسلامی ایران همچنان به اشغال جزایر سه گانه اماراتی تنب کوچک و تنب بزرگ و ابوموسی با وجود تلاش ها و طرح های مبذول داشته شده از سوی امارات عربی متحده و کشورهای عضو شورای همکاری و جامعه بین المللی برای حل مناقشه از راههای مسالمت آمیز، ادامه می دهد که (این تلاش ها و طرح ها) بازگشت این جزایر اشغالی به حاکمیت کشور امارات عربی متحده از طریق گفتگوهای دوجانبه یا ارجاع مناقشه به دادگاه دادگستری بین المللی را تضمین می کند
برپایه این گزارش، وی همچنین ابراز امیدواری کرد که جمهوری اسلامی ایران به این طرح ها پاسخ دهد.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 4 بعد از ظهر  توسط آبتین
|
گريه کن گريه قشنگه گريه سهم دل تنگه
گريه کن گريه غروبه 
مرحم اين راه دور
سر بده آوازه هق هق
خالي کن دلي که تنگه
گريه کن گريه قشنگه
گريه قشنگه
گريه سهم دل تنگه
گريه کن گريه قشنگه
بزار پروانه ي احساس
دلتو بغل بگيره
بغض کهنرو رها کن
تا دلت نفس بگيره
نکنه تنها بموني
دل به غصه ها بدوزي
تو بشي مثل ستاره
تو دل شبا بسوزي
گريه کن گريه قشنگه گريه سهم دل تنگه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 3 بعد از ظهر  توسط آبتین
|
به نام عشق گل خنديد....
دلى كه گلبرگها را چيده بود لرزيد....
دست از شرم به شاخه چسبيد....
خار انتقام آن را گزيد....
قطره خونى آرام بر گل چكيد....
و گل سرخ شد....
از اين همه شقاوتى كه به پاى او نوشته مي شد....
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9 قبل از ظهر  توسط آبتین
|
ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني .
نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت
دارم .
ماه گفت : چرا ؟
نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق
زيباييت مي شدم ولي حالا که
نمي بينمت عاشق خودت هستم.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9 قبل از ظهر  توسط آبتین
|
نکردو هيچ جفايي نکرد و هيچ کس را نيازرد اما خود ظلم و جفا ديد و شکست و خرد شد براي دلي که نمي دانست نبايد دل ببندد..دلي که نميدانست دل او عاشق ديگري است. ميداني خواستم نفرينت کنم ...نفرينت کنم تا هر آنچه که روزي با من کردي بر سرت بيايد اما نتوانستم...نتوانستم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9 قبل از ظهر  توسط آبتین
|
شـنـيـدم در دهـي از آنــوَر آبــاد
جـوانـي سـخـت كـَمرو گـشت دامـاد
چــنـان كـمرو كـه اخذ اجـرت خـود
ز شـرم وِرمَـنـَه رويـش نـمـي شـد
تـوگـويـي جـز سكوت و جـز شنفـتن
نـدارد هـيـچ زادي بـهـر ِ گـفـتـن
شـب عـيـش و زفـاف و وصـلت آمد
جـوان در حـجـله با صد خجلت آمـد
دو مـحـرم را به خـلوت كـرده بودنـد
فـراش ِ وصـل را گـستـرده بـودنـد
مهـيـا مـقـتضي و مـنـع مـفـقـود
گلوگلچين و رخصت هرسه موجود
هـمـيـن مـانـده بـر افكـندن نقابـي
كـنـار و بـوسـه اي و فـتـح ِ بـابـي
ولي كمرو جـوان هـر رشته مي تافت
بـراي گـفـت و گوحـرفي نمي يافت
عـروس از انـتـظار خـود كـلافـه
ز بـيـتـابـي و خـشـمش پـر قـيـافـه
بـه قـول ِ پـيـرهـاي اسـتـخـوان دار
جـوان خنـدان شـود بـا كــاه ِ ديـوار
جـوان و ايـن قـدر بي حـال و كـمرو
نـدانم كـاه ديـوار اسـت، يـا شـو؟
سـر انجـام آن جوان دل را بـه دريـا
زد و پـرسـيـد از هـمسر كـه : آيا...
تـو مـيـدانـي اصول ديـن بـُوَد چند ؟!
عـروسش زد تمـسـخـر بـار لـبـخـنـد
كه حجلهست اين نهگوراي خانهآباد
نكـيـر و منكري تـو يـا كـه دامـاد ؟!
خــدايــا حـجله ام را گـور گـردان
ز مـن اين كـره خـر را دور گـردان! 
سروده: مهدي اخوان ثالث
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 8 قبل از ظهر  توسط آبتین
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 5 بعد از ظهر  توسط آبتین
|

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11 قبل از ظهر  توسط آبتین
|

تقدیم به مهسا
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9 قبل از ظهر  توسط آبتین
|